داداش و من

General — Posted by: sara @ 08/10 2008, 02:11
اولين بار كه روي من تو روي داداشم باز شد بر مي گرده به رشد كردن سينه هاي من.داداشم هي به سينه هاي من زل ميزد.من هم خيلي خوشم مي امد و سوتين هايي مي پوشيدم كه سينه هام  رو برجسته نشون مي داد .دو سال گذشت.من ديپلم گرفتم.داداشم دانشگاه رفت ومن تنها ماندم.اخه دو تا خواهرم هم دانشگاه بودند.حوصله درس خوندن نداشتم.البته اين بگم كه من خود ارضايي هم مي كردم و از بقيه خواهرم حالا كه ميبينم احساساتم قوي تر بود.مثلا وقتي كسي خونه نبود لباسام در مي اوردم و با خودم بازي مي كردم.يك روز داخل كمد داداشم دنبال كتاب مي گشتم كه يك سي دي لاي يك كتابش پيدا كردم.وقتي نگاش كردم  واي خداي من چي ديدم!!!!ابراي اولين بار ك مردا رو ديدم.زن ك مرد رو ميخورد.داشتم بالا مياوردم.پا شدم رفتم.روز بعد دوباره وسوسه شدم.مرد ك را توي ك زن مي كرد وهي عقب جلو ميكرد تا يه اب سفيد رنگ از ك در اومد واون رو تو دهن زن كرد.شورتم خيس شده بود.ديگه كارم شده بود فكر كردن و خودم را جاي اون زنه گذاشتن.به جاي ك مرد از خيار استفاده مي كردم.يه روز هم سعي كردم اون رو تو كو بكنم.

 

تا اين كه داداشم اومد.۴ ماه نديده بودمش.وقتي اومد همديگر را بغل كرديم دور از چشم مامان سينه هام بهش محكم چسبو ندم .خيلي حال كردم.از اون روز به بعد لباسايي رو ميپوشيدم كه خط سينهام پيدا باشه.مامان همش بهم گير ميداد.

يك روز داداشم فيلمي اورد تا با هم نگاه كنيم.پر از صحنه بود. فهميدم داداشم هم اره.اخر فيلم داداشم منو بوسيد.ولي من زود از اتاق بيرون رفتم.